تبلیغات
نوشتک هایم... - باران هم بارید...
نوشتک هایم...

باران هم بارید اما...

...

ببار بارون که اینجا شکل زندونه


ببار بارون دل بی طاقتم خونه


ببار بارون یکی عشقش رو گم کرده


ببار بارون قراره گریه برگرده


...

اونو یادم میاری تو

باید بازم بباری تو


ببار بارون تو با آواز


منو یاد چشاش بنداز


....

خدایا امشب می خوام دعا کنم

خودت می دونی امشب برام خاصه

امشب رومو زمین ننداز خدای من

....

آری بقول مرحوم حسین پناهی:

 به جز حضور تو،

هیچ چیزاین جهان بی کرانه را جدی نگرفتم...

حتی عشق تو را...

....

می خواهم دور از همه ی آدم ها، در دوردست ها بنشینم

و نگاه کنم به شهری که اکنون هوایش، هوای نفس کشیدن دارد...

دور از همه ی آدم ها...




نوشته شده در شنبه 16 آبان 1394 ساعت 10:03 ب.ظ توسط مریم بباربارون... |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت