تبلیغات
نوشتک هایم...
نوشتک هایم...

این جهان: دریا
زمان: چون موج
ما: مانند نقش
لحظه ای مهمان این هستی ده هستی ربا...

آپلود عکس


نوشته شده در دوشنبه 17 تیر 1398 ساعت 01:06 ب.ظ توسط مریم دریا |

خداحافظ پاییز دلتنگی...

خداحافظ
پاییز دوست داشتنی من...

پاییز
ی را تمام کردم پر از خاطره...

خوب و بد...


هر چه بود اما گذشت...


گذشت و گذشتم...


یاد اولین روز
پاییز بخیر...

زیبا بود و پر از خاطره...


آخرین روز
پاییز رفتم همان خیابان همیشگی...

همان خیابان با چراغ های بلند با نور زرد رنگ...


همان پیاده رویی که از آن گذشتیم...


من این بار تنها قدم زدم از تمام خیابان ها


و تمام پیاده رو ها و کوچه هایی که


روزها و شب های
پاییزی ام در آنجا خاطره انگیز گذشتند...

و مرور می کردم تمام خاطراتمان را تنها...

یلدای امسال هم بی حضور مخاطب خاص گذشت...

یلدایی به عنوان طولانی ترین شب سال...

و:

سلام زمستون...

سلام دلتنگی های عصرانه...

اما...

کاش زمستان نگاه ها،

خیال بهار شدن داشتند...

زمستونتون زیبا.



نوشته شده در سه شنبه 1 دی 1394 ساعت 11:12 ب.ظ توسط مریم شروعی سرد... |

پاییز با همه ی زیبایی هایش گاهی دلم را میشکند و گاهی نه

چرا به آن پاییز دلتنگی می گویند را نمی دانم؟


دلتنگ میشوند یا دلشکسته؟


اما واقعا در
پاییز خدا را حس می کنم

خدایا مگر این نیست که تو در دل های شکسته جا داری؟


هوای همه ی دل های شکسته رو داشته باش


تو این هوای ابری، تواین
پاییز دلتنگی

تو این رنگارنگی روزگار،رنگ هایی دیده ام


که گاهی باورش برای خودم هم سخت است


قلبم مانند
پاییز است

غم انگیز و رویایی


"کاش غم هایمان به جای اشک هایمان می ریختند


کاش سرنوشت این نبود...
"

امیدوارم فراموش شود همه ی تلخی ها


فراموش شود همه ی چیزهایی که قلبم را ناراحت کرد


اما


کاش می شد به یاد نیاورد گذشته را...


کاش می شد فراموش کرد همه چیز را...


کاش می شد...


خدایا کمک کن تا هیچ شروع خوبی بد تموم نشه


خدایا کمک کن تو این
پاییز دلتنگی بهترین اتفاقا بیفته...

نوشته شده در یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 07:21 ب.ظ توسط مریم پاییزدلتنگی |

زیر خاکستر ذهنم باقیست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز
یادگاریست ز عشقی سوزان
که بود گرم و فروزنده هنوز


عشق آنگونه که بنیان مرا
سوخت از ریشه و خاکستر کرد
غرق در حیرتم از اینکه چرا
مانده ام زنده هنوز


 گاه گاهی که دلم می گیرد
پیش خود می گویم
آنکه جانم را سوخت
یاد می آورد از این بنده هنوز


سخت جانی را بین
که نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بی تو بودن باشد


گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم هستم
پیش تو شرمنده هنوز


........


«حمید مصدق 1366/8/6»

نوشته شده در جمعه 6 شهریور 1394 ساعت 02:01 ب.ظ توسط مریم نظرات |

ســـلــــام رفــــقــــا
خوبید؟خوشید؟سلامتید؟

عید فطرتون مبارک

امیدوارم ماه رمضون خوبی رو پشت سر گذاشته باشید
وهمینطور اینکه ماه رمضان بعد هم به این مهمونی دعوت باشیم

تقریبا یه ماه تابستونم گذشت...
راستش من که خوش حالم ازاینکه گذشت...

شما رو نمیدونم؟!

خبر بعدی هم که در مورد والیباله
که حذف شدیم دیگه گفتن نداره!
منتظرمسابقات بعدی و بازیای زیباشون


ممنون از اونایی که فراموشم نکردن و میان

فرناز جون وبت باز نمیشه...اینجا بیا...منتظرتم
نوشته شده در یکشنبه 28 تیر 1394 ساعت 03:44 ب.ظ توسط مریم عیدتون مبارک |

تابستونم شروع شد
والیبالام که شروع شدن

بچه های تیم ملی هم که این چندتابازی آخروترکوندن!
ایشالا بازی با لهستان می برنوپیش به سوی صعودبه مرحله ی بعد

اینروزا همه چی هست جز.....

نمی دونم ولی امسال اصلاحوصله تابستونوندارم...!
می دونم خیلی هاتون عاشقانه تابستونو دوست دارید...
امیدوارم شماها تابستون خوبی داشته باشید

روزه نماز هاتونم قبول
کنار سفره های افطار منم دعاکنید

رفقا چقدر کم پیدایید

هرجا هستید مراقب خودتون باشین
نوشته شده در پنجشنبه 4 تیر 1394 ساعت 08:44 ب.ظ توسط مریم تابستون شروع شد |

دلتو بتکون

از حرفها

بغض ها

آدما

دلتو بتکون

از هرچی ک تو این یک سال

دلتو به درد آورد

از خاطره هایی ک گریه هاش بیشتر

از خنده هاش بود

ازنفهمیدن اونایی ک همیشه فهمیدیشون

دلتو بتکون از کوتاهی های خودت

اگه با یه ببخشید منم مقصر بودم

یکیو آروم میکنی آرومش کن

دلتو بتکون

یه نفس عمیق بکش

سلام کن به بهار

به اتفاقای خوب

عیدتون مبارک

امیدوارم که سال خوبی داشته باشید


نوشته شده در شنبه 1 فروردین 1394 ساعت 02:32 ق.ظ توسط مریم سالنومبارک |

سلام رفقا
شروع فصل امتحانا مبارک

من الان همه ی دانشجوهارو درک میکنم
اون وقتا یه جایی خوندم یه دانشجو گفته بود:
"به لحظات ملکوتی غلط کردم از ترم بعد میخونم نزدیک میشویم"
برای موفقیت همه ی دانشجوهاصلوات....
بعدمن هرهر می خندیدم

الانه که کاملا درک می کنم شرایط رو!!!


میلاد نبی اکرم (ص)و امام جعفرصادق  هم پیشاپیش اومدم تبریک بگم
امیدوارم روزای خوبی داشته باشین.


لیگ برتر والیبالم فراموش نکنید نگاه کنیداگه وقت کردید
فعلا

نوشته شده در دوشنبه 15 دی 1393 ساعت 08:19 ب.ظ توسط مریم نظرات |

تختی که صبح روز جمعه خالی شد ...

و قلبی که دیگر روی تکرارنیست...

و هوادارانی که دیگر نمیتوانند نگرانت شوند...

وصدایی که تا ابد جاودانه خواهد ماند...

خداحافظ مرتضی...

واو دقیقه های آخر عمرش را سپری کرد و مادر عصر پاییزی روز جمعه به یادبودش آهنگ هایش را با بغض زمزمه میکردیم....


نوشته شده در سه شنبه 27 آبان 1393 ساعت 11:13 ق.ظ توسط مریم خداحافظ مرتضی... |

ایول ایوله واقعا ها
اون از والیبالیامون تو لهستان که ترکوندن
فقط حیف بازی آخریاشون
حالا مهم نی.
اینم از ورزشکارامون تو اینچئون کره که مدال بارونمون کردن
افتخاری آفریدن واسه ماها
فقط طفلی باز این عبدولی

همش میبازوننش اما دمش گرم عالی کشتی گرفت
امااز هر چی که بگذریم سخن غذاهای دانشگاه خوش تراست!
جاتون خالی افتضاحن!البته بهتر از گرسنگیه ومیشه تحمل کرد اما مثله اینکه قیمش جای بحث داره!
من که قیمشو تاحالانخوردم اما تعاریفشو بسیار شنیدم!!!!
یه استاد فیزیک داریم گفتن نداره ولی یه سرسختیه واسه خودش
شنیدیم که رها شدنم از دستش نه ببخشید از درسش بسیار سخت می باشد
راسی پس فردام که تولدسید سام بازار گرد هست پسر آقای سیدمهدی بازارگرد
اینقده این سام جیگله
تولش مبارک

نوشته شده در چهارشنبه 9 مهر 1393 ساعت 12:06 ب.ظ توسط مریم نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت